خداوند متعال
غافل مشو


ازخود غافل مشو :
خداوند متعال می فرماید:«ای پسر آدم گناه مردم، تو را از گناه خودت، و نعمتی که در دست مردم است، تو را از نعمتی که خداوند به تو بخشیده است،غافل نسازد. مردم را از رحمت خداوند نا امید مگردان، در حالی که خود بدان امید واری».
اگر مرا بشناسی
خداوند متعال می فرماید:«بنده ی من!هرگاه مرا شناختی، مرا عبادت می کنی و به من امیدوار می شوی. اگر کسی را با من شریک نسازی تو را می بخشایم. اگر چه گناهت دنیا را پر کرده باشد، من آن را پر از گذشت و آمرزش می کنم و از کسی هم پروا ندارم».
پاداش صالحان
خداوند متعال می فرماید:«برای بندگان صالح و نیکوکارم هدایایی تهیه دیده ام که هرگز چشمی آن را ندیده،گوشی آن را نشنیده و بر قلب بشری خطور نکرده است».
سوره مبارکه مزمل
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
إِنَّ رَبَّكَ یَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِن ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِّنَ الَّذِینَ مَعَكَ وَاللَّهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَن لَّن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَیْكُمْ فَاقْرَؤُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَن سَیَكُونُ مِنكُم مَّرْضَى وَآخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُوا مَا تَیَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَیْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿۲۰﴾
در حقیقت پروردگارت مىداند كه تو و گروهى از كسانى كه با تواند نزدیك به دو سوم از شب یا نصف آن یا یك سوم آن را [به نماز] برمىخیزید و خداست كه شب و روز را اندازهگیرى مىكند [او] مىداند كه [شما] هرگز حساب آن را ندارید پس بر شما ببخشود [اینك] هر چه از قرآن میسر مىشود بخوانید [خدا] مىداند كه به زودى در میانتان بیمارانى خواهند بود و [عدهاى] دیگر در زمین سفر مىكنند [و] در پى روزى خدا هستند و [گروهى] دیگر در راه خدا پیكار مىنمایند پس هر چه از [قرآن] میسر شد تلاوت كنید و نماز را برپا دارید و زكات را بپردازید و وام نیكو به خدا دهید و هر كار خوبى براى خویش از پیش فرستید آن را نزد خدا بهتر و با پاداشى بیشتر باز خواهید یافت و از خدا طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده مهربان است (۲۰)
امام سجّاد(سلام الله علیه):
إنَّ عَمَّتی زَینَبَ مَعَ تِلكَ المَصائبَ و المِحَنِ النّازِلَةِ بِها فی طَرِیقِنا إلَى الشّامِ ما تَرَكَتْ [تَهَجُّدَها] لِلَیلَةٍ.
عمّه ام زینب با وجود همه مصیبتها و رنجهایى كه در مسیرمان به سوى شام به او روى آورد، حتّى یك شب اقامه نماز شب را فرو نگذاشت.
وفیات الأئمه - ص 441
آیا سادات به جنهم میروند؟
سادات و ذریه پیامبر (صلی الله علیه و آله) در این مورد روایتی به این مضمون که «فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها) به جهنم نمی روند» وارد شده که در این جا به آن می پردازیم:
ذریه
“بِإِسْنَادِ التَّمِیمِی عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام) قَالَ ،قَالَ النَّبِی (صلی الله علیه و آله) إِنَّ فَاطِمَةَ أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَحَرَّمَ اللَّهُ ذُرِّیتَهَا عَلَى النَّار”؛[1] امام رضا (علیه السلام) از پدرانش (علیهم السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل نموده که آن حضرت فرمود: پروردگار به پاسداشت پاک دامنی فاطمه (سلام الله علیها)، آتش جهنم را بر فرزندان او حرام کرد. این روایت در کتاب عیون أخبار الرضا (علیه السلام) که مأخذ بحار الأنوار در این زمینه می باشد نیز به همین ترتیب ذکر شده است.[2]
منابع و راویان فراوانی از شیعه و اهل سنت که این حدیث را نقل کرده و در ارتباط با آن نظریات و پرسش هایی مطرح نموده اند[3] که این خود به نوعی نشانگر مسلم الصدور بودن اصل این روایت است.
یکی از مؤلفان اهل سنت در قرن دهم بعد از بیان این روایت اعلام می دارد که نتیجه گیری صحیح آن است که سند این حدیث نسبتاً خوب است و همان گونه که در کتاب دیگری به صورت مفصل بیان داشتم، نظریه ساختگی بودن آن اشتباه است.[4]
اما آنچه در ارتباط با این روایت مورد بحث و گفت و گوهایی قرار گرفته
است، آن است که دامنه شمول این روایت تا کجا است؟ آیا باید آن را محدود به
افراد خاصی دانست، یا تمام نوادگان حضرتش مصداق آن هستند؟
امام سجاد
(علیه السلام) در این زمینه می فرمود: که نیکوکاران از سادات دو برابر
دیگران پاداش دریافت کرده و بدکاران آنان نیز دو برابر مجازات خواهند شد!
آنچه از روایات شیعه برداشت می شود آن است که گویا برخی از سادات، این حدیث را به منزله چراغ سبزی از جانب پروردگار ارزیابی می کردند که تمام اشتباهات آنان در این دیدگاه مورد بخشش بوده و هیچ مجازاتی دامنگیرشان نمی شد.
امامان معصوم (علیهم السلام) با چنین دیدگاهی به مبارزه پرداخته و اعلام
داشتند که چنین روایتی نباید منجر به سوء استفاده برخی از منتسبان به اهل
بیت شود
. که در ذیل به برخی از این روایات اشاره می شود:
1. حسن بن موسی روایت می کند که در خراسان در حضور امام هشتم بودم و برادر ایشان زید بن موسی که در مجلس حضور داشت گروهی را گرد خود جمع آوری کرده و به آنان فخر می فروخت که ما چه هستیم و چه هستیم!
این سخنان به گوش امام رضا (علیه السلام) که مشغول سخن گفتن با گروهی دیگر بود رسید و به دنبال آن رو به سمت برادرش کرده و فرمود: آیا این روایت که آتش دوزخ بر فرزندان فاطمه (سلام الله علیها) به پاسداشت پاک دامنی ایشان حرام است، تو را به خود مغرور کرده؟! سوگند به خدا که حیطه این روایت تنها امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) و دیگر فرزندان بلا واسطه ایشان را در بر می گیرد. آیا عادلانه است که (پدرمان) موسی بن جعفر (علیه السلام) فرمانبردار پروردگار بوده، روزها را به روزه و شب ها را به عبادت بگذراند و تو مرتکب گناه و نافرمانی شوی، آن گاه هر دوی شما در روز قیامت یکسان باشید؟! در این صورت تو نزد خدا از او گرامی تری! (زیرا با وجود گناه به همان درجه ای رسیده ای که او با اطاعت بدان دست یافته است).
(جدمان) امام سجاد (علیه السلام) در این زمینه می فرمود: که نیکوکاران
از سادات دو برابر دیگران پاداش دریافت کرده و بدکاران آنان نیز دو برابر
مجازات خواهند شد![5]
حماد بن عثمان روایت می کند که از امام ششم (علیه
السلام) تفسیر روایت نبوی ناظر به نجات فرزندان فاطمه (سلام الله علیها)
از آتش را جویا شدم. ایشان فرمودند که مراد از این روایت، فرزندان بلا
واسطه ایشان یعنی حسنین (علیه السلام) و زینب و ام کلثوم می باشد
مشابه این روایت با تعابیر دیگری در سایر منابع نیز مشاهده می شود.[6]
2. حماد بن عثمان روایت می کند که از امام ششم (علیه السلام) تفسیر روایت نبوی ناظر به نجات فرزندان فاطمه (سلام الله علیها) از آتش را جویا شدم. ایشان فرمودند که مراد از این روایت، فرزندان بلا واسطه ایشان یعنی حسنین (علیه السلام) و زینب و ام کلثوم می باشد.[7]
3. شخصی به امام صادق (علیه السلام) عرضه داشت که آیا این حدیث، امان نامه ای برای تمام سادات بنی فاطمه نیست؟ ایشان فرمودند آیا نادانی؟ همانا مراد از این روایت تنها حسن و حسین(علیهماالسلام) می باشند که پاره ای از اهل بیت عصمت هستند، اما در مورد غیر آنها باید دانست که اگر رفتار و کردار زشت شخصی، مقام و منزلت او را پایین آورد، منتسب بودن به پرهیزکاران او را بالا نخواهد برد.[8]
البته روایات دیگری وجود دارد که می توان خلاف آنچه گفته شد را از آن برداشت کرد،[9] اما با توجه به اصول و موازین اسلامی و قرآنی، گرچه می توان گروه خاصی را دارای امتیازات بیشتری دانست، اما آزادی عمل مطلق آنان در انجام رفتار زشت و مصونیت کامل از هرگونه مجازات، با آموزه های دینی منطبق نیست و نجات فرزندان بلاواسطه زهرا نیز ناشی از بصیرتی است که به پاداش پاک دامنی مادرشان به آنها عطا شده و به دنبال آن، این بزرگواران با اختیار خود به گرد گناه و معصیت نرفته اند.
پی نوشت ها :
[1]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 43، ص 20، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404 ق.
[2]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا (علیه السلام)، ج 2، ص 63، ح 264، انتشارات جهان، تهران، 1378 ق.
[3]. ابن شهرآشوب، مناقب آل أبی طالب، ج 3، ص 325، انتشارات علامه، قم، 1379 ق؛ مقریزی، تقی الدین، امتاع الأسماع، ج 4، ص 196، بیروت، دار الکتب العلمیة،1420 ق؛ و … .
[4]. صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج 11، ص 50، دار الکتب العلمیة، بیروت، 1414 ق.
[5]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا ع، ج 2، ص 232، ح 1.
[6]. إربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة، ج 2، ص 310، مکتبة بنی هاشمی، تبریز، 1381 ق.
[7]. شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص 106، ح 3، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1361 ش. (روایت قبلی این کتاب نیز در ارتباط با همین موضوع است).
[8]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج 18، ص 252، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، 1404 ق.
[9]. راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 281، مؤسسة امام مهدی عج، قم، 1409 ق.
گروه دین تبیان
در منافع آیت الکرسی
این مطلب بنقل از کتاب مجرب ختوم و اذکار آقای مقدم است:صفحه 139
-عمرببن ابی المقدام گوید از امام باقر علیه السلام شنیدم گفت هرکه آیت الکرسی را بخواند خدای تعالی هزار مکروه از مکاره دنیا و هزار مکروه از آخرت را از او برگرداند که خارترین مکاره دنیا فقر و خوارترین مکاره آخرت عذاب گور باشد.
-عبدالله ابی جعفر گوید مرا بیماری سختی گرفت که اطبا از آن عاجز شدند شبی رنجور اندیشه کردم با خود گفتم بچیزی از قرآن استشفاء کنم آیت الکرسی را خوانده و بر خود دمیدم .مرا خواب برد در خواب دو مرد را دیدم جلو من ایستاده اند بیکدیگر میگفتند اینمرد آیتی خواند که درآن 365رحمت است و آنمرد هنوز بیک رحمت رسانیدند از آن هیبت از خواب رستم در دم ساکتشده بود (در جلد اول ابوالفتوح ص 320 )
-عبدالله بن عون گفت شبی در خواب دیدم قیامت بر پا شده و خلائق در محل حساب بازداشته اند. مرا آوردند و حسابی آسان کردند و مرا بهشت بردند و قصرها بمن نمایاندند که از دیدن آن متحیر شدم مرا گفتند درهای قصرها را بشمار شمرده پنجاه در بود . گفتند خانه ها بشمار شمردم 75 خانه بود بمن گفتند درست است. من از شادی از خواب درآمدم خدا را شکر کردم و بامداد نزد محمد ابن سیرین رفته خوابرا گفتم . گفت باید چنان باشد تو بسیار آیت الکرسی میخوانی گفتم بلی لکن از کجا دانی؟ گفت برای این آیه پنجاه کلمه است و 175 حرف است مرا از حافظه و زیرکی او تعجب آمد آنگاه گفت هرکه آنرا زیاد بخواند سکرات مرگ بر او آسان گردد

دستور صلوات بر پیامبر(ص) در قرآن
دستور صلوات بر پیامبر(ص) در قرآن

با ذکر آیه مبارکه، نظر گرامیان در خصوص «صلوات» به نکات مهم ذیل جلب میگردد:
«إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکتَهُ یصَلُّونَ عَلَى النَّبِی یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیماً» (احزاب، 56)
ترجمه: خدا و فرشتگان او بر پیامبر اسلام درود مىفرستند، شما هم اى کسانى که ایمان آوردهاید بر او صلوات بفرستید، و آن طور که باید تسلیم شوید.
الف – صلوات، یک لفظ یا جمله نیست و اساساً خداوند متعال که لفظ و جمله نمیفرماید، بلکه «قول» خدا، همان «فعل» خداست. پس وقتی میفرماید که خدا صلوات میفرستد، معنایش این نیست که خودش میگوید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد» و همین طور است وقتی میفرماید که ملائکه نیز صلوات میفرستند و یا میفرماید شما نیز صلوات بفرستید.
ب – صلوات خداوند متعال و ملائکه اختصاص به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ندارد، بلکه شامل حال همهی مؤمنین میگردد. چنان چه میفرماید:
«هُوَ الَّذی یصَلِّی عَلَیکمْ وَ مَلائِکتُهُ لِیخْرِجَکمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ کانَ بِالْمُؤْمِنینَ رَحیماً» (الأحزاب، 43)
ترجمه: اوست کسى که بر شما درود مىفرستد، و نیز ملائکه او، تا شما را از ظلمتها به سوى نور در آورد، و خدا به مؤمنان مهربان است.
و یا میفرماید:
«الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ * أُوْلَئک عَلَیهِْمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُوْلَئک هُمُ الْمُهْتَدُونَ» (البقره، 157)
ترجمه: یعنى آنهایى را که وقتى مصیبتى بایشان مىرسد میگویند: (إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ راجِعُونَ) ما ملک خدائیم و بسوى او باز خواهیم گشت * اینان مشمول صلواتى از پروردگارشان هستند و ایشان تنها ایشان راه یافتهگانند.
آثار توکل
آثار توکل
1. کفایت کردن خدا در زندگانی دنیا: « وَمَنْ یتَوَکلْ عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»؛ (4) و هر کس بر خدا توکل نماید، خدا او را کافی است.»
ابر مرد متوکل
«... در عصر طاغوت، امام خمینی رحمه الله را می خواستند از قم به تهران ببرند. دوستان در کنار ماشین گریه می کردند و امام آنان را دعوت به صبر می نمود. این سخن خود حضرت امام است که؛ در بین راه قم و تهران، ناگهان ماشین از جاده اصلی منحرف شد، به سمت خاکی رفت و من یقین کردم که می خواهند مرا بکشند، ولی دوباره ماشین به جاده اصلی بازگشت. من در خود مراجعه کردم و دیدم هیچ تغییری در من ایجاد نشده است... و یا در جنگ ایران و عراق هزاران دستگاه تانک و نفربر و هزاران نظامی از سراسر مرزها به ایران حمله می کنند و اضطراب همه جا را فرا می گیرد. امام ناگهان بر دریایی از شعله ها و التهابها و تزلزلها، آب اطمینان و صبر و توکل می پاشد و می فرماید: دزدی آمد و سنگی انداخت و رفت.» (6)
هیچ کس بی امر او در ملک او در نیفزایـد سر یک تـار مـوواحـد اندر ملک او را یـار نی بندگان را جز به او سالار نی
عن امیر المؤمنین علیه السلام أنَّهُ مَرَّ یوْماً عَلَی قَوْمٍ فَرَآهُم أصِحَّاءَ جالِسِینَ فی زاوِیةِ الْمَسْجِدِ فَقالَ علیه السلام: مَنْ أنْتُمْ؟ قالُوا نَحْنُ المُتَوَکلُونَ. قال علیه السلام: لا بَل أنتُمُ المُتَأکلُونَ فإن کنتُم مُتَوَکلینَ فَمَا بَلَغَ بِکم تَوَکلُکم؟ قالُوا إذا وَجَدنا أَکلْنا وَإذا فَقَدْنا صَبَرْنا. قالَ علیه السلام: هکذا تَفْعَلُ الکلابُ عِندَنا. قالُوا فَمَا نَفْعَلُ؟ قالَ کما نَفْعَلُ. قالُوا کیفَ تَفْعَلُ؟ قالَ علیه السلام: إذا وَجَدْنا بَذَلْنا وَإِذا فَقَدْنا شَکرْنا؛(7) امیرالمؤمنین علیه السلام روزی از کنار گروهی عبور کرد و دید که آنان سالم و تندرست در گوشه ای از مسجد نشسته اند. امام فرمود: شما کیستید؟ گفتند: ما توکل کنندگان هستیم. حضرت فرمود: بلکه شما خورندگان هستید [و از کمک مردم استفاده می کنید.] اگر متوکل هستید [بگویید] توکلتان شما را به کجا رسانیده است؟ گفتند: اگر بیابیم می خوریم و اگر نیابیم صبر می کنیم. حضرت فرمود: نزد ما سگها هم چنین می کنند. گفتند: پس ما چه کنیم؟ حضرت فرمود: آن گونه که ما می کنیم. گفتند: شما چه می کنید؟ گفت: هر گاه بیابیم می بخشیم و اگر نیابیم سپاس [خدای را] به جا می آوریم.»
تلاش و توکل
آن گاه که عربی بادیه نشین شتر خود را رها کرد و گفت: توکل بر خدا می کنم، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: « اَعْقِلْهَا وَ تَوَکَّلْ؛ (8) شتر را ببند آنگاه به خدا توکل کن.»
گفت پیغمبر به آواز بلند با توکل زانوی اشتر ببندگر توکل می کنی در کار خود کشت کن پس تکیه بر جبار کن
پی نوشت ها :
1) آل عمران / 160.
2) آل عمران / 159.
3) مستدرک الوسائل، ج5، ص 357.
4) طلاق / 3.
5) مجموعه ورام: ج1، ص222.
6) ع. ز. گ، فرازهایی از ابعاد روحی، اخلاقی و عرفانی امام خمینی قدس سره، ص 121.
57) مستدرک الوسائل، ج 7، ص121.
58) ارشاد القلوب، ج1، ص121.
توکل صحیح چگونه است؟
توکل صحیح چگونه است؟

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود : کسی که با [بریدن امیدش از دیگران] به خدا دل ببندد، خدا کفایت امور زندگیش را می کند و از جایی که به فکرش نمی رسد، روزیش را می رساند و آن کس که به دنیا دل ببندد، خدا کارش را به دنیا وا می گذارد.

اما این وکیل کاردان کیست؟ و ما امور خود را چگونه باید به او بسپاریم و تا چه حد از کار را خود باید انجام دهیم ؟
در قرآن کریم بر توکل بر خداوند متعال بسیار تأکید شده و آن را یک الزام می دانند چرا که امور بدون پشتوانه وحیانی محکوم به شکستند کسی که در امورش خود را مؤثر مطلق می داند بزودی به خاک کذلت می افتد در این جهان بزرگ حتی یک برگ خشک درختی بدون اجازه قادر متعال بر زمین نمی افتد و ما باید در هر لحظه متوجه این نکته باشیم و سپردن امور خود به خداوند متعال آن ها را بیمه کنیم .
- «وَعَلَی اللهِ فَلْیتَوَکلِ المُؤمِنُونَ»؛ (1) « و مؤمنین باید بر خدا توکل کنند.»
- «فَإذا عَزَمْتَ فَتَوَکلْ عَلَی اللهِ إنَّ اللهَ یحِبُّ المُتَوَکلِینَ»؛ (2) « پس هر گاه عزم انجام کاری کردی برخدا توکل کن که خداوند توکل کنندگان را دوست دارد.»
3. عن الصادق علیه السلام عن ابیه عن آبائه عن النبی صلی الله علیه و آله أنَّهُ قالَ: « شُعَارُ المُسلِمینَ عَلَی الصِّراطِ یوْمَ القِیامَةِ لا إِلهَ إِلاَّ اللهُ وَعَلی اللهِ فَلْیتَوَکلِ المُتَوَکلونَ؛ شعار مسلمانان در روز قیامت روی پل صراط « لا اله الا الله» و « علی الله فلیتوکل المتوکلون» می باشد.» (3)
آیا ولادت حضرت على(علیه السلام) در كعبه مورد اتفاق فریقین است؟
یكى از خصوصیاتى كه حضرت على(علیه السلام) به آن ممتاز گشته است محل و مكان ولادت است كه احدى از خلایق از انبیاى عظام و اوصیاى گرام از آدم تا خاتم به آن ممتاز نگشته است.
موقع ولادت حضرت عیسى بن مریم على نبینا و آله و علیه السلام در بیت المقدس نداى غیبى مریم طاهره مادر او را از مسجد خارج كرد كه اخرجى عن البیت فانّ هذه بیت العباده لا بیت الولادة»، (بیرون رو از خانه بیت المقدس زیرا كه اینجا خانه عبادت است نه خانه ولادت و زائیدن) ولى زمانى كه ولادت با سعادت على(علیه السلام)نزدیك شد، مادرش فاطمه بنت اسد را به داخل كعبه دعوت نمودند. آن هم نه تصادفاً مثل زنى كه در مسجد باشد و دفعتاً وضع حمل نموده باشد، بلكه به عنوان دعوت رسمى او را به درون خانه دربسته بردند.
فاطمه بنت اسد در كنار كعبه مشغول به دعا شده و از خداوند خواست تا درد زائیدن را بر او آسان گرداند یك مرتبه دیوار خانه كعبه شكافته شد و ندایى برخاست یا فاطمه ادخلى البیت، فاطمه داخل خانه شد و دیوار به حالت اولیه برگشت و موجب تعجب همه گردید. جناب عباس حاضر بود وقتى این قضیه را دید فورى برادرش جناب ابوطالب را خبر دادند كه كلید درب كعبه را كه نزدش بود بیاورد و آنچه كردند درب كعبه باز نشد و تا سه روز فاطمه در خانه كعبه ماند و در تمام خانه هاى مكه صحبت از این قضیه بود. روز سوم همان محلى كه فاطمه از آن جا داخل شده بود، خارج شد و مردم هجوم آوردند و دیدند كه در دست او فرزندى به زیبایى ماه است.
اسد الله در وجود آمد *** در پس پرده هر چه بود آمد
و این قضیه مورد اتفاق فریقین است چنانچه حاكم در مستدرك و نور الدین صباغ مالكى مى گویند و لم یولد فى البیت الحرام قبله احد سواه و هى فضیلة حضه الله تعالى بها اجلالاً و اعداءً لمرتبته و اظهاراً لتكریمه. (پیش از على احدى در خانه كعبه متولد نشد مگر خود او كه این فضیلتى است خدا داده كه استثناءً از جمیع افراد بشر اختصاص به آن حضرت داده است تا رتبه بلند او را مردم بشناسند و از آن تجلیل و تكریم نمایند).
و آلوسى بغدادى صاحب تفسیر روح المعانى مى نویسد: تولد على در كعبه در میان ملل جهان مشهور و معروف است و تاكنون كسى به این فضیلت دست نیافته استآیا نام حضرت على(علیه السلام) را خداوند تعیین نموده است؟
آیا نام حضرت على(علیه السلام) را خداوند تعیین نموده است؟
شیعه و سنى روایت كرده اند كه نام حضرت على(علیه السلام) را خداوند تعیین فرموده است; چنان كه در كتاب هاى مختلف نقل شده است: چون على(علیه السلام) از مادرش فاطمه بنت اسد متولد شد، فاطمه نام پدرش «اسد» را بر او گذارد; اما جناب ابوطالب از آن اسم راضى نبود و فرمود: «فاطمه! بیا امشب به بالاى كوه ابو قبیس، برویم و خدا را بخوانیم، شاید ما را خبر از اسمى براى این نوزاد بدهد. چون شب شد هر دو به كوه ابو قبیس رفتند و به دعا مشغول شدند. جناب ابوطالب دعاى خود را در قالب شعرى انشا نمود و گفت:
یا رَبِّ الغَسَقِ الدُّجى *** و الفَلَقِ المُبتَلَجِ المَضى
بَیِّن لَنا عَن أَمرِكَ المُقضى *** بِما نُسّمّى ذلكَ الصَّبى
اى پروردگار! اى صاحب شب ظلمانى و ماه درخشان! از خزانه اسرار غیب خود بر ما آشكار كن كه نام این نوزاد را چه بگذاریم!
در آن هنگام صدایى از سوى آسمان برخاست، ابوطالب سر بلند كرد و لوحى سبز رنگ مانند زبرجد سبز دید كه بر او چهار سطر نوشته اند. لوح را برگرفت و بر سینه خود چسبانید و با خود آورد; سپس در روشنایى به آن نگاه كرد و این اشعار را بر روى آن دید:
خَصَصتُما بِالوَلَدِ الزَكِىِّ *** وَ الطّاهِرِ المُنتَجَبِ الرَضىِّ
وَ إِسمُهُ مِن قاهِرِ العَلِىِّ *** عَلِىٌّ اَشتَقَّ مِنَ العَلِىِّ
شما را به فرزند پاك و پاكیزه اى اختصاص دادم كه برگزیده من و مورد رضاى من است. و اسم او از جانب خداى قاهر «على» گذارده شده كه مشتق از على اعلى است.
جناب ابوطالب كه به درك چنین سعادتى توفیق یافت از شدت خوشحالى و سرور به سجده افتاد و خداوند تبارك و تعالى را سپاس گفت.
به شكرانه این امر عظیم ابوطالب ده شتر قربانى كرد. بنى هاشم آن لوح مقدس را در مسجدالحرام آویختند و به آن لوح بر قریش افتخار مى كردند. آن لوح تا زمان جنگ حجاج با عبدالله بن زبیر بر جاى بود; اما بعد از آن جنگ مفقود شد.سوره مبارکه الذاریات
حضرت علی علیه السلام
صلوات فرستادن بر پیامبر (ص)، گناهان را بسان ریختن آب بر آتش از بین می برد.*10حضرت امام باقر علیه السلام
صلوات از جانب خداوند، رحمت است و از سوی فرشتگان، تزکیه و پاک کردن و از طرف مردم، دعا است.*11حضرت امام صادق علیه السلام
صلوات بر پیامبر (ص) و آل او،سنگین ترین عملی است که در روز قیامت در ترازوی اعمال گذاشته می شود.*پیام اکبرم صلی الله علیه و آله:
هر کس بعد از هر نماز ده صلوات بر من بفرستد در بهشت با من است در حالیکه او را می بینم و صورتش مانند ماه شب چهارده می درخشد.
در قیامت نزدیک ترین مردم به من کسی است که بیشتر بر من صلوات بفرستد.
بر من بسیار صلوات بفرستید که صلوات بر من نوری در قبر، نوری در پل صراط و نوری در بهشت خواهد بود.
صلوات فرستادن، فقر را برطرف می نماید.
هر کس در روز جمعه هزار بار بر من صلوات بفرستد، فرشتگان همواره برای او آمرزش می طلبند.
آوای خود را به هنگام صلوات بر من بلند کنید که نفاق را از بین می
برد.
هر کس در نوشته ای بر من درود بفرستد فرشتگان همواره برای او آمرزش می طلبند.
هر کس پایان سخنش صلوات بر من و علی (ع) باشد به بهشت وارد می
شود.
صلوات بر من و خاندانم، نفاق و دورویی را از بین می برد.
هر کس بر من صلوات بفرستد، در قیامت او را شفاعت می کنم.
برکات فرستادن صلوات
در دنیا صلوات باعث برآورده شدن حاجت، ازدیاد مال، رفع فقر، بخشش گناهان، ادای قرض، خوشبو شدن، درمان فراموشی، رفع نفاق، نجات از سختی، تندرستی، خواب مقصود دیدن و درک امام قائم می شود.
برای اثبات برخی از موارد ذکر شده به کلام ائمه استناد می کنیم.
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند «صلوات فرستادن، فقر ر ابرطرف می کند»
امام
صادق علیه السلام می فرمایند: هر کس بعد از نماز صبح و نماز ظهر
بگوید:«اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم » (خدایا بر محمد و آلش
درود بفرست و به فرجشان سرعت بخش) نخواهد مرد تا آن که امام قائم از خاندان
پیغمبر علیه السلام را درک و به ملاقاتش نایل آید.»از دیگر برکات حائز اهمیت صلوات از بین رفتن گناهان است، چنانکه امام رضا به نقل از رسول خدا می فرمایند:«الصلاه علی و علی اهل بیتی تذهب بالنفاق» «صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می برد».
و اما برکات اخروی صلوات را می توان به پنج مرحله تقسیم کرد. 1- عالم برزخ 2- قیامت 3- پل صراط 4- جهنم 5- بهشت.
نکته آموزنده از حضرت رضا (ع)
نکته آموزنده از حضرت رضا (ع)

1- سکوت و دم فرو بستن از کلام نابجا از درهای حکمت است و محبّت دیگران را جلب می کند و راهنمای انسان بر هر امر خیری است.
2- دوست هر کس عقل او و دشمنش جهل و نادانی اوست.
3- محبّت به مردم نیمی از عقل است.
4- عقل کسی کامل نیست مگر اینکه در او ده خصلت باشد: از او امید خیر برود، مردم از شر او در امان باشند، کار خوب دیگران را بزرگ بشمارد - گرچه کوچک باشد، کار خوب خود را کم بشمارد- گرچه زیاد باشد، از مراجعه دیگران برای احتیاجاتشان خسته نشود، در طول زندگی از طلب علم خسته و دلسرد نشود، فقر در راه خدا را از ثروت بیشتر دوست بدارد، ذلّت در راه خدا از عزّت در کنار دشمن خدا برایش محبوب تر باشد، و میل او به گمنامی از مشهور شدن بیشتر باشد. اما خصلت دهم که خیلی مهم است این است: همه را از خود بهتر و پرهیزگارتر ببیند. وقتی شخص بد و پستی را ببیند، بگوید او بهتر از من است، زیرا چه بسا خیر او در درونش پنهان است، بر خلاف خیر من که ظاهر است. و اگر فردی را ببیند که از خودش بهتر و پرهیزگارتر است، برای او تواضع کند تا به درجه او برسد. و چون این خصلت را دارا شد، بزرگواری اش بالاتر می رود، خیر و خوبی اش بهتر و پاکتر میگردد، پاداش نیکو دریافت میکند و سرور اهل زمان خود میشود.
5- زمانی خواهد رسید که اگر عافیت ده قسمت بشود، 9 قسمت آنها در کناره گیری از مردم محقق میشود و یک قسمت دیگر در سکوت.
6- کمک به یک فرد ضعیف بهتر از صدقه دادن است.
7- مؤمن در حال غضب هم از دایره حق بیرون نمیرود و در حال رضایت هم در باطل داخل نمیگردد و هرگز بیش از حق خود مطالبه نمیکند.
8- هرگاه بندگان خدا گناهان تازهای انجام دهند، که سابقه نداشته است، خداوند هم آنها را به بلاهایی تازه مبتلا می کند که پیش از آن ندیدهاند و نمیشناسند.
9- روزی حضرت رضا علیه السلام از یکی از غلامان خود پرسید:«آیا امروز چیزی در راه خدا انفاق کرده اید؟» غلام گفت:«نه.» امام فرمود:«پس خداوند از کجا به ما عوض دهد؟! برو چیزی در راه خدا انفاق کن، حتی اگر یک درهم باشد.»
10- حضرت
رضا علیه السلام به ریان بن شبیب فرمود: «اگر خوشحال میشوی که با ما در
درجات بلند بهشت باشی، پس برای اندوه ما اندوهناک و برای خوشحالی ما مسرور
باش! بر تو باد دوستی ما اهل بیت. بدان اگر کسی سنگی را دوست بدارد، خداوند
او را در روز قیامت با آن سنگ محشور میفرماید.»
می دانستید گناه باعث فراموشی می شود ؟!
می دانستید گناه باعث فراموشی می شود ؟!
عن امیرالمومنین علیه السلام: انّ العبد لیذنب الذنب فینسی به العلمَ الذی کان قد علمه.
امام علی علیه السلام : انسان گاهی گناهی را انجام می دهد و این باعث می شود که علمی را که قبلاً داشته است فراموش می کند.
سفینه البحار، ج 1 ص 31
نیایشى از امام رضا علیهالسلام
نیایشى از امام رضا علیهالسلام
ولى پروردگارا! آنگاه که شنیدم گناهکاران را به درگاهت فرا خوانده و آنان را به بخشش نیکو و ثواب وعده مىدهى، براى امتثال ندایت آمده و به عواطف مهربانترین مهربانان پناهنده گردیم.
واى بر من اگر رحمت گستردهات مرا فرا نگیرد، اگر مرا از درگاهت طرد کنى، بعد از درگاهت به درگاه چه کسى مراجعه کنم ؟؟
و اگر براى دعایم درهاى قبول را گشوده، و مرا به رساندن به آرزوهایم شادمان گردانى، همچون مالکى مىباشى که لطف و بخششى را آغاز نموده و دوست دارد، آن را به انجام رساند و مولایى که لغزش بندهاش را نادیده انگاشته و به او رحم نموده است.
پروردگارا! خواستهام در این جایگاه، یعنى جایگاه بنده فقیر ناامید، آن است که گناهانِ گذشتهام را آمرزیده و در باقیمانده عمرم مرا از گناه بازدارى و پدر و مادرم که دور از خانه و خانواده و غریبانه در زیر خاکها قرار دارند را مورد آمرزش قرار دهى.
آقایم! اگر در اعمالم چیزى قرار دارد که بر مقامشان افزوده و بر اکرامشان مىافزاید، آن را در صحیفه اعمال ایشان قرار داده و مرا در رحمت با آنان شریک کن و آنان را مشمول رحمتت بگردان، همچنان که مرا در کودکى تربیت کردند.
اى شنونده هر صدا و اى پیشى گیرنده هر زوال یابنده! اى زنده کننده استخوانها پس از پوسیده شدن و ایجاد کننده آنها بعد از مرگ!
بر محمد و خاندانش درود فرست و براى من و تمام مؤمنین از هر غم و اندوه راه رهایى مقرر کن؛ تو بر هر کار قادرى.
دعایی برای بهتر شدن زندگی
یک اشکال:

یک اشکال:
کسی اشکال می کند و می گوید: اگر مسلمانان امامان را واسطه فیض قرار می دهند، مشرکان هم بتها را واسطه فیض قرار می دهند پس چه فرقی بین این دو است جواب:
پی نوشت ها:1-ترجمه المیزان، ج13ص180.« علامه طباطبایی در المیزان می فرماید:مسئله توسّل و دست به دامن شدن به بعضی از مقرّبین درگاه خدا، به طورى كه ازسوره مائده آیه 35 «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ» (اى كسانى كه ایمان آوردهاید، از خدا بترسید و به او تقرب جویید )برمى آید عمل صحیحى است و غیر از آن عملى است كه مشركین بت پرست مى كنند، چرا كه آنان متوسل به درگاه خدا مى شوند، ولى تقرب و عبادت را نسبت به ملائكه و جن و اولیاى انس انجام مى دهند، و عبادت خداى را ترك مى كنند، نه او را عبادت مى كنند و نه به او امیدوارند و نه از او بیمناك، بلكه همه امید و ترسشان نسبت به وسیله است، و لذا تنها وسیله را عبادت مى كنند، و امیدوار رحمت وسیله و بیمناك از عذاب آن هستند آنگاه براى تقرب به آن وسیله، كه به زعم ایشان یا ملائكه است و یا جن و یا انس متوسل به بتها و مجسمه ها شده خود آن خدایان را رها مى كردند، و بتها را مى پرستیدند، و با دادن قربانی ها به آنها تقرب مى جستند(1)
اما توسل به ائمه : این است که ائمه را به کمک و یاری می طلبیم تا خداوند به وجاهت و آبروی آنان درخواست ما را اجابت کند، وگرنه واضح است که همه چیز به دست خداوند است و هیچ کس از خود چیزی ندارد، مگر این که خداوند به او بدهد
بنا بر این پرستش واسطه ها، خواه فرشتگان و جن و مانند آنها باشند، و خواه پرستش بتهاى سنگى و چوبى، یك عمل بىاساس و دروغین است، به علاوه كفران نعمتهاى پروردگار محسوب مى شود، چرا كه بخشنده نعمت سزاوار پرستش است نه این موجودات بى جان یا سراپا نیاز
ایراد دیگری که به بت پرستان وارد است
بت پرستان گمان مى كردند انسان نمى تواند مستقیماً با خدا ارتباط برقرار كند و نیاز به واسطه هاى مقدّس دارد، لذا بنا بر این باید به كسانى روى آوریم كه ربوبیت و تدبیر این عالم از سوى خداوند بر عهده آنها گذارده شده است، و آنها را واسطه میان خود و او قرار دهیم آنها را به عنوان" ارباب" و خدایان بپذیریم و پرستش كنیم تا ما را به خدا نزدیك كنند، آنها همان فرشتگان و جنیان هستند
جواب:
این کلام که(( انسان نمى تواند مستقیماً با خدا ارتباط برقرار كند)) خود دارای اشکال است
اشکالش این است که: سوره" حمد" بیانگر این واقعیت است چرا كه بندگان با خواندن این سوره به طور مداوم در نمازهاى روزانه مستقیما با پروردگار خود ارتباط برقرار مىكنند، او را مىخوانند و بدون هیچ واسطهاى از او تقاضا مىكنند و حاجات خویش را مىطلبند
حتى مساله شفاعت و توسل به اولیاء اللَّه نیز مقید به اذن پروردگار و اجازه او است و تاكیدى است بر همان مساله توحید
بهتر نیست به جای یا علی ، بگوییم ، یا الله؟
بهتر نیست به جای یا علی ، بگوییم ، یا الله؟
کسانی که "یا علی" می گویند "یا الله" هم می گویند.
گوینده "یا علی" حضرت را وسیله و تشفیع درگاه خداوند قرار می دهد که خدا به خاطر آبرویی که علی(ع) دارد، به شخص کمک کند و یاور وی شود.
به این آیه توجه کنید که می فرماید:
"یا أیّها الّذین آمنوا اتّقوا الله وابتغو الیه الوسیله و جاهدوا فی سبیل الله؛(1) اى كسانى كه ایمان آورده اید پرهیزگارى پیشه كنید و وسیلهاى براى تقرب به خدا انتخاب نمائید و در راه او جهاد كنید باشد كه رستگار شوید
" وسیله" در اصل به معنى تقرب جستن و یا چیزى كه باعث تقرب به دیگرى از روى علاقه و رغبت مى شود مى باشد.
بنا بر این وسیله در آیه فوق معنى بسیار وسیعى دارد و هر كار و هر چیزى را كه باعث نزدیك شدن به پیشگاه مقدس پروردگار مى شود شامل مى گردد
و نیز شفاعت پیامبران و امامان و بندگان صالح خدا كه طبق صریح قرآن باعث تقرب به پروردگار مى گردد، در مفهوم وسیع توسل داخل است، و همچنین پیروى از پیامبر و امام و گام نهادن در جاى گام آنها زیرا همه اینها موجب نزدیكى به ساحت قدس پروردگار مىباشد حتى سوگند دادن خدا به مقام پیامبران و امامان و صالحان كه نشانه علاقه به آنها و اهمیت دادن به مقام و مكتب آنان مىباشد جزء این مفهوم وسیع است(2)
گاهی خداوند افرادی را واسطه فیض خود قرار می دهد، یعنی به وسیله آنان فیض و رحتمش را به دیگران می رساند، مثلاً پیامبر را وسیله قرار می دهد، تا بندگانش را بیامرزد.
نتیجه:
افراد با "یا علی" گفتن آن حضرت را به کمک و یاری می طلبند تا خداوند به وجاهت و آبروی حضرت خواسته آنان را فراهم کند، وگرنه می دانند که همه چیز به دست خداوند است و هیچ کس از خود چیزی ندارد، مگر این که خداوند به او بدهد. اگر حضرت عیسی مرده زنده می کند، از خودش چیزی ندارد، بلکه با تأیید و اذن الهی کارش را انجام می دهد، و دیگران هم همین طور هستند.
پی نوشت ها:
1. مائده (5) آیة 35.
2-خلاصه ای از تفسیر نمونه، ج4، ص: 365
دعای توسعه رزق و روزی و ادای قرض
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل فرمودند : قسم به آن خدایی را که من را مبعوث فرموده هرکسی این دعا را همراه خود داشته باشد یا در دکان و یا در منزل خود گذارد فقر او به ثروت و وسعتِ رزق و روزی مبدل شود ( ان شاء الله )
یا اللهُ یا رَبِّ یا حَیُّ یا قَیّوم یا ذَالجَلالِ وَ الاکرام اَسئَلُکَ بِاسمِکَ اَلعَظیم اَلاَعظَم اَن تَرزُقَنی رَزقاً
حَلالاً طَیِّباً بِرَحمَتِکَ الواسِعَه « یا اَرحَمَ الرّاحِمِین »
ای خدا ای پروردگار ای زنده ای پاینده ای دارای شکوه و بزرگواری از تو میخواهم به نام تو که بسیار بزرگ و بزرگترین است اینکه روزی کنی مرا ، رزقی حلال و پاک ، برحمت گسترده ات ای مهربان ترین مهربانان.
به جهت فراخی روزی و استجابت دعا
به جهت فراخی روزی و استجابت دعا :
به جهت فراخی روزی و استجابت دعا و نزدیک شدن به خدای تعالی و بر آمدن حاجات بعدد این آیه
قیام نماید بعد از وضو ساختن هفت نوبت و بعد از نماز پیش از آنکه سخن گوید هفت نوبت بخواند
آیه ۱۸۶ سوره بقره :
وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ
یَرْشُدُونَ
منبع : اسرار المقاصد صفحه ۸۲
دعا بجهت فراخی روزی و افزونی نعمت
جهت فراخی روزی :
یا ذالنعمة السابغة یا ذاالرحمة الواسعة یا ذاالمنة السابقة یا ذاالحکمة البالغة یا ذاالقدرة الکاملة یا ذاالحجة القاطعه یا ذاالکرامة الظاهرة یا ذالعزة الدائمة یا ذاالقوة المتینه یا ذاالعظمة المنیعة
جهت افزونی نعمت :
یا
دلیل المتحیرین یا غیاث المستغیثین یا صریخ المستصرخین یا جارالمستجیرین
یا امان الخائفین یا عون المومنین یا راحم المساکین یا ملجا العاصین یا
غافر المذنبین یا مجیب دعوة المضطرین
دعای سریع الاجابه
از امام محمّدباقر(علیه السلام) روایت شده است كه چون امرى پیش آید كه از آن مى ترسى، رو به سوى قبله كن و دو ركعت نماز بگذار و بگو:
یا اَبْصَرَ النّاظِرینَ، وَ یا اَسْمَعَ السّامِعینَ، وَ یا اَسْرَعَ الْحاسِبینَ، وَ یا
اى بیناترین بینایان و اى شنواترین شنوایان و اى تندترین حسابگران و اى
اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
مهربانترین مهربانان.
این كلمات را هفتاد مرتبه بگو و در هر مرتبه كه آن را گفتى حاجت خود را نیز با آن ذكر كن.(1)
منبع : http://www.lailatolgadr.ir

سوره مبارکه حشر
مطلب زیر برای خودم به اثبات رسیده است و لازم دانستم که خدمت دوستان بیان شود
خواندن سوره حشر که بروایتی در آیات آخر این سوره اسم اعظم خداوند آمده است چهل روز مداوم به نیت حاجت و دوری از گناه در این چهل روز بسیار مجرب است .پس شروع به خواندن کنید و در معنی آیات دقت که اسرار این سوره بیشتر آشکار گردد. ان شاالله در امور مهم موفق باشید و یاد خدا را فراموش نکنید
فروشگاه
ذکری که روزی را فراوان می کند !
صبر و شکیبایی در برابر فقر و کمبودها
فقرا در کمبودها و فقر و نداری، باید صبر و شکیبایی داشته باشند؛ و بدانند که آنها هم از نعمت های دیگری برخوردارند که اغنیا برخوردار نیستند. و ثروتمندان، بلاها و ابتلائات و گرفتاریهایی دارند که مستضعفان و محرومان ندارند! [در محضر بهجت:ج۱/ص۶۸]
خوبی و خوشی عیش، تنها به زیادی وسایل راحتی نیست؛ راحتی درونی و رفاه و خوشی و آرامش دل، به داشتن وسایل رفاه و راحتی نیست؛ بلکه چه بسا وسایل رفاه، اسباب نگرانی و ناراحتی و اضطراب درونی را فراهم کنند! [در محضر بهجت:۱/۶۸]
هر کس به روحِ خود توجه کند، می بیند که از سنخ این جا نیست؛ بلکه برای انجام کاری و تحصیل امری، چند روزی به این جا آمده است و دوباره باز می گردد: (مَن عَرَفَ نَفسَهُ، عَرَفَ رَبَّه: هر کس خود را شناخت، پروردگارش را شناخته است.)
مادیات را تنها وسیله قرتار دهیم ، نه هدف نهایی
خدا کند که مادیات برای ما وسیله باشند، به گونه ای که وقتی امور دنیویه به ما اقبال کردند، سبب تأکید و اقبال ما به امور معنویه و آخرت گردند. [در محضر بهجت:ج۱/ص۸۲]
بعضی از علما با سفارش به نماز اول وقت و یا نماز شب، زندگی آینده فرزندانشان را تأمین کردند. [در محضر بهجت:ج۱/ص۸۵]
داشتن وسایل راحتی و رفاه، غیر از راحتی و رفاه و آرامش دل است: (اَلا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ…: تنها وسیل? آرامش دل، ذکرُ الله است) ولی ما بر اسباب تکیه می کنیم و از مسبّبُ الاسباب غافل هستیم. [در محضر بهجت:ج۱/ص۸۶]
ما زیاد غصه رزق و روزی را می خوریم!
خداوند تعالی در قرآن، به همان طریقی که معاد، قیامت، بهشت و جهنّم را بیان نموده اند، به همان طریق می فرمایند: (رزق و روزی همه بندگان را من می دهم.) [فیضی از ورای سکوت:ص۲۳۰]
اگر ما به اندازه ای که این بچه به
مادرش اطمینان دارد به خداوند اطمینان داشتیم، و می دانستیم که هر چه از او
بخواهیم می دهد، هیچ مشکلی نداشتیم و همه کارهایمان درست می شد.[فریادگر
توحید:ص۱۶۲]
ثروت
هر کس به روحِ خود توجه کند، می بیند که از سنخ این جا نیست؛ بلکه برای انجام کاری و تحصیل امری، چند روزی به این جا آمده است و دوباره باز می گردد: (مَن عَرَفَ نَفسَهُ، عَرَفَ رَبَّه: هر کس خود را شناخت، پروردگارش را شناخته است.)[نکته های ناب:ص۸۵]
اگر بالغیر بودن را فهمیدیم [یعنی همه چیز از خدا است]، اقبال است؛ و در این حال، هر چه از او بخواهی، می شود و خداوند به او خطاب می کند (إِلَی المَلِکِ الحَیِّ القَیُّوم: به بنده ام، که پادشاهِ زنده و پابرجا است!) زیرا بنده وقتی رو به آن طرف می کند، ازل و ابد را به هم پیوند می دهد، و وقتی رو به این طرف می کند، پشت پای خود را هم نمی بیند![نکته های ناب:ص۸۹]
ما وقتی این گونه کرامت ها را [از اهلش] می بینیم، با خود می گوییم: ای کاش ما هم می توانستیم انجام دهیم! و حال این که چنین کرامت ها کجا، و امکان معرفت و خداشناسی که خدا به ما داده است کجا؟![در محضر بهجت:ج۲/ص۱۵۸]
همّ و غم روزى بدتر از زحمت کار است!
خدا کند یقین براى انسان روزى شود! آیا آدمى هست که مى ترسد از گرسنگى بمیرد؟! ولى باید بداند هم چنان که امکان دارد از گرسنگى بمیرد، اگر مردن او مقدّر شده باشد، ممکن است از سیرى بمیرد.
چه قدر خوب است انسان از ناحیه ى امر روزى راحت باشد، زیرا همّ و غم روزى بدتر از زحمت کار است. کسى که به همّ و غم روزى مبتلاست، شب و روز کار مى کند و پیوسته غصّه ى روزى را مى خورد!
خدا کند یقین او، روزى او باشد!
فروش هاست و دامنه با قیمت و کیفیت عالی کلیک فرمائید


تبلیغات
امید به اجابت دعا
قال مولانا الامام المهدی -عجل الله تعالی فرجه الشریف- :
(رَبِّ مَنْ ذَا الَّذی دَعاكَ فَلَمْ تُجِبْهُ، وَمَنْ ذَا الَّذی سَأَلَكَ فَلَمْ تُعْطِهِ، وَمَنْ ذَا الَّذی ناجاكَ فَخَیَّبْتَهُ، أَوْ تَقَرَّبَ إِلَیْكَ فَأَبْعَدْتَهُ)[1]
پروردگارا! چه كسى تو را خواند و تو دعایش را اجابت نكردى، و چه كسى از تو درخواست نمود و به او عطا نفرمودى، و چه كسى با تو مناجات كرد و او را ناامید ساختى، یا خود را به تو نزدیك نمود و او را دور ساختى؟!
شرح :
این فقره از دعا، برگرفته از دعاى معروف به دعاى علوى مصرى است. محمّد بن على علوى حسینى مصرى، در مكاشفه اى، خدمت حضرت(علیه السلام)مشرّف شد و این دعا را از ایشان فرا گرفت و با خواندن آن به مقصودش رسید.
حضرت در این دعا ـ كه روح امید را در انسان زنده مى كند ـ به انسان مى آموزد كه نباید از دعا كردن و روى آوردن به درگاه ایزد ناامید شد; زیرا خداوند متعال كسى را دست خالى برنمى گرداند و هیچ دعایى را بى جواب نمى گذارد.
در این جا ممكن است كسى بپرسد: «چه بسیارند دعاهایى كه به اجابت نمى رسند و چه بسا انسان از خدا چیزى را مى خواهد، ولى به او داده نمى شود و ... پس منظور از این حدیث چیست؟» در پاسخ باید گفت:
اوّلاً، چه بسا، انسان از چیزى كراهت دارد، در حالى كه خیر او در آن است و میل به چیزى دارد كه صلاح او در آن نیست; ولى با این حال، آن را از ایزد تبارك و تعالى مى خواهد. در این موارد، خداوند دعاى بنده اش را در ظاهر اجابت نمى كند، ولى به عوض آن، نعمت هاى دیگرى به او مى دهد و یا گناهانش را مى آمرزد.
ثانیاً، برآورده شدن حاجات، احتیاج به وجود شرایط و نبود موانع دارد. با نبود شرایط و وجود موانع، انسان هر چه دعا كند، حاجتش برآورده نمى شود. هم چنین براى دعا كردن آدابى است كه باید رعایت شود و بدون رعایت آن ها دعا مستجاب نمى شود. نخستین شرط آن «عبد خدا» بودن است. شرط مهم دیگرش این است كه دل كسى را نیازرده باشیم. كسى كه دل دیگرى را به ناحق مى شكند، چگونه توقع دارد دعایش مستجاب شود؟ نفرین فرد دلشكسته زودتر به درگاه ایزد مى رسد و مستجاب مى شود.







